تولد بعضی ها...
فکر کنم هرکس نسبت به عدد 18 نظر متفاوتی داره. به هرحال امروز (که داریم وارد روز بعد میشیم!) باید از HUGGY بپرسیم!
چرا؟! خوب چون 25 مرداد سال 1371 (آره دیگه؟!) این پسرخاله ی ما به دنیا اومده و الان بعد از کلی اشک خون و دل چنگ زده، موفق شده به 18 برسه!
امیدوارم تا اینجا که زنده مونده، 100 سال دیگه هم زندگی کنه! (نه بیشتر...) زندگی شاد و پر از موفقیت و... (از اینها...)
و چون خیلی آدم خوبیم و برای هر کس تولدشه این رو می خونم، :
تولد... تولد... تولدت مبارک... مبارک... مبارک... تولدت مباررررررررک! بیا شمعا رو فوت کن... که صد سال زنده باشی... تنت شاد و دلت خوش... که صد سال زنده باشی... (دوباره..)
نمی دونم برنامش درباره آینده چیه ولی امیدوارم همیشه تو حال و حول و البته تکاپو باشه... و ناگفته نماند که قبل از زمین خوردن، خم شدنی باشه و یک لحظه بعد از اون راست شدن و دوباره تلاش کردن...
تولدت مبارک کوچولوی نمی دونم چند ساعت.............ه!!!!












؟؟؟؟؟؟؟؟
انجی
شیلو

دارا تورس 


* نظر دادن هم خوب کاریه ها!!